منوی اصلی
سنگر مجازی / مبارز بلاگ
مبارزه همچنان باقیست...
  • فرماندهی سنگر پنجشنبه 23 آبان 1392 ساعت 20 و 19 دقیقه و 40 ثانیه نظرات ()

    عاشورا ... مدال بزرگ افتخار است كه تاریخ آن را بر سینه دینمان آویخته... و مشعل جاوید هدایت است كه تاریخ آن را بر سر راهمان قرار داده است.



    نفوذ بیكران عاشورا و سیدالشهدا در اعماق تاریخ و گستره جهان؛ تاثیر نام و قیام حسینى در عوالم پیدا و پنهان و مرزهاى غیب و شهود؛ حضور مداوم فرشتگان و ساكنان ملا اعلى در بارگاه قدسى امام؛ اشك و آه زمین و زمان و جن و ملك در عزاى سرور آزادگان جهان؛ آفاق روشن محبت دو سویه نبوى و حسینى و تداوم هدایت ‏بشریت‏ به بركت ‏بعثت و عاشورا؛ نقش آب و خاك كربلا در شفا بخشى و امنیت آفرینى؛ عزت و استقلال امت اسلام در پرتو سیره و سخن حسینى؛ نقش امام حسین علیه السلام در ترویج و تبلیغ معارف آسمانى؛ افشاى همیشگى خط نفاق در پرتو عاشوراى حسینى؛ فلسفه قیام و جهاد پرشكوه ابا عبدالله علیه السلام، پیوند قطعى قیام مهدوى عجل الله تعالى فرجه الشریف با قیام و فرهنگ عاشورا؛ و سرانجام درسهاى عشق وعرفان حسینى، همه و همه میدانهایى محدود از محورهاى گسترده پژوهش و تبلیغ و تدریس فرهنگ عاشورا است كه امروز هم همچون همیشه بدان نیازمندیم.

       
    پیام عاشورا
    عاشورا، فریاد بلند مقاومت در برابر تحریف اسلام است. عاشورا، فریادى علیه بى ‏تفاوتى و بى ‏طرفى در جنگهاى حق و باطل سراسر تاریخ است. عاشورا، آواى اعتراض سیدالشهداء به نشستن ناصالحان بر كرسى حكومت امت اسلامى است.

      عاشورا، بى ‏تفاوتى ها نسبت ‏به «حقیقت‏» ، «عدالت‏» و «فضیلت‏» را محكوم مى ‏کند و حمایت ها از باطل و بیداد و فساد را بزرگترین منكرات مى ‏داند، كه امام شهیدان در برابر آن بپاخاسته و همه رنج را در مقابله با این منكر بزرگ و بنیادى تحمل كرده است.

      نهضت‏ حسینى، حركتى از سر سیرى و جهانگردى و سفر تفریحى و تجارى و ورزشى و حتى سفرى به قصد انجام حج و عمره و جهانگردى مذهبى و زیارتى نیست. سفر كربلاى سیدالشهدا علیه السلام هجرتى دفاعى، عبادى، زیارتى و تبلیغى به منظور انجام وظیفه‏اى دشوار و بزرگ و جهانى و جهادى است. از مراسم عاشورایى كه ما برگزار مى‏ كنیم تا عاشوراى معرفت‏ حسینى، فرهنگها فاصله است؛ گرچه شبیه عاشورا هم مغتنم است و براى بیدادگران وحشت ‏انگیز.

      ازعبادت كربلایى تا عادت كربلایى تفاوت از زمین تا آسمان است؛ گرچه نفس حضور و زیارت سرور شهیدان شیرین و دلنشین و مسئولیت آفرین است.

    از شورعاشورایى تا شعور و عرفان حسینى تفاوت از زمین تا آسمان است.

    از امامى كه برخى ترسیم مى ‏كنیم كه گریزان و هراسان و صامت و آرام است، تا امام قیام و جهاد و فریاد و عزت و وارث پیامبر و امین خدا، مسافتى از غرب تا شرق عالم است.

      عاشورا، درسها، عبرتها و جلوه‏هایى دارد كه همه ساله از زبان عالمان دین و مبلغان متعهد و فداكار و مداحان مخلص و شاعران كربلایى تكرار مى ‏شود.

     
    از عاشورا بیاموزیم
    از عاشورا، رهایى از رفاه زدگى، وارستگى از علایق زندگى، رهایى از بیم و امید شیطانى، معروف گرایى، منكرستیزى، پاسدارى از حقوق اجتماعى، احساس مسئولیت‏، ایمان به غیب، آخرت گرایى، دفاع از دین، اصلاحات راستین، جهاد براى احیاى اسلام و اجراى قرآن، بى ‏بال پریدن، و از شهادت خود و یاران نهراسیدن را باید آموخت.

     

    خورشید،  یک شراره کوچک از این غم است
    این آتش همیشه، که در جان آدم است
    غم،  دوزخی که در دل من شعله  می کشد
    صد دجله هم نشاندن یک شعله را کم است
    در حیرتم فرات از این غم چرا نسوخت
    این غم که شعله ناک تر از صد جهنم است
    خورشید ، شاهد است چه کردند با حسین
    از شرم،  بنگرید  به پیشانی اش نم است
    آن شب، چراغ خیمه هم از شرم، پلک بست
    وقتی که دید غیرت و مردانگی کم است
    هفتاد  و دو ستاره  و  یک آفتاب سرخ
    منظومه ای شهید که نامش محرم است
    سوزی نداشت شعر من، ای محتشم! بخوان:
    باز این چه شورش است که در خلق عالم است

       معنای حسین (ع) در نظر اندیشمندان جهان

    عظمت واقعه عاشورا و قهرمانانش چنان است كه بسیارى از متفكران جهان آن را ستوده، درباره‏اش سخنان نغز گفته‏ اند:


    كاپیتان هانیبلت:
    آن شب (شب عاشورا) هنگامى كه آتش اردوها در اطراف او در بیابان برق مى ‏زد، پیروان خویش را به اطراف خود جمع كرد و طى یك سخنرانى طولانى و قلب نواز با آنها سخن گفت و بیعت‏ خود را از آنها برداشت؛ آنها را از اتفاقات صبح فردا آگاه كرد و فرمود: یقینا قتل عام انجام خواهد شد و كسانى كه با من بمانند یقینا شهید خواهند شد. سپس عمل بسیار زیبایى انجام داد كه نشانه آگاهى كامل او از ضعف بشرى و قدرت روح  فداكارى وى و علامت قلب رئوف آن بزرگوار بود. تمام چراغ‏هاى اردو را خاموش كرد و سپس به پیروان خود گفت: هر كس جرات و قلب ایستادگى و شهادت را در خود نمى ‏بیند، در تاریكى به طور ناشناس و بدون خجلت ‏برود. صبح روز عاشورا، در حالى كه ابرهاى ارغوانى در آسمان شرق جمع مى ‏شد، تمام یاران آن شب با ایمان دور امام را گرفتند و همگى آماده مرگ و شهادت بودند.(1)

    جرح جرداق (مسیحى):
    فرق على (ع) با معاویه این است كه اصحاب معاویه فریفته جاه و زر و زور، مقام و منصب بودند، ولى یاران امام على (ع) فریفته اخلاق و فضیلت و كرامت او شدند و نمونه آن در اصحاب فرزندانش پدیدار بود كه وقتى یزید مردم را تشویق به قتل امام حسین (ع) و مامور به خونریزى مى‏ كرد، یاران یزید مى‏ گفتند: «كم تهب لنا؛ یعنى چقدر و چه مبلغ مى‏ دهى تا او را بكشیم‏» اما انصار امام حسین (ع) به او مى‏ گفتند: «یا حسین نموت معك؛ ما با تو هستیم و با تو مى‏ میریم .» از جمله حبیب این پیر حافظ قرآن به امام حسین (ع) در شب عاشورا گفت: اگر هفتاد بار كشته شویم، سوزانده شویم و پراكنده شویم و سپس جمع شویم و از نو زنده شویم، باز مى‏ خواهیم در ركاب تو جنگ كنیم و كشته شویم .(2)


    ونستان (امریكایى):
    تا وقتى مسلمانان مثلث جاودانه‏اى چون: قرآن كه تلاوت شود و پیام‏هایش پیروى گردند، كعبه ‏اى كه قصد شود و ایجاد همدلى و وحدت كند و حسینى كه یاد شود و از او الهام گرفته شود دارند، هیچ كس قدرت نفوذ و تسلط كامل بر آنها را نخواهد داشت.(3)

    عباس محمد عقاد (مصرى):
    جنبش امام حسین (ع) و رفتن او از مكه به سوى كشور عراق حركتى نیست كه با سنجش حوادث امروز و با پیش آمدهاى روزانه معمولى به آسانى بتوان در آن قضاوت كرد؛ زیرا جنبش امام حسین (ع) یكى از بى ‏نظیرترین  جنبش‏هاى تاریخى است كه تاكنون در زمینه دعوت‏هاى دینى و یا نهضت‏هاى سیاسى پدیدار شده است. (4)

    ماربین (آلمانى):
    امام حسین بن على (ع) كه از دختر محبوب پیامبر (ص) فاطمه (س) متولد شد، تنها كسى است كه در چهارده قرن پیش دربرابر حكومت جور و ظلم قد علم كرد . . . موضوعى را كه نمى ‏توان نادیده گرفت این است كه حسین (ع) اول شخص سیاستمدارى بود كه تا به امروز احدى چنین سیاست مؤثرى اختیار ننموده است. حسین (ع) به شعار همیشگى خود مى ‏گفت: من در راه حق و حقیقت كشته مى ‏شوم و دست‏ به ناحق نخواهم داد.(5)

    علامه علائلى، (نویسنده مصرى):
    تاریخ هر ملتى واقعا تاریخ بزرگان آن است . پس هر ملتى كه رجال بزرگ ندارد تاریخ سترگ ندارد یا اصلا تاریخش شایسته نگارش نیست؛ و ما چون حسین (ع) را میان رجال تاریخ داریم نه تنها بزرگوارى را مانند رجال تاریخى دیگر در نظر داریم، بلكه بزرگترین رجال تاریخ است كه همه را كوچك كرده و شخصیت ‏خود را سرمقاله همه آنان پدید آورده و این عجیب نیست؛ زیرا همه مردان عالم را كه تاریخ شناخته، عمر خود را در تحصیل مجد و بزرگوارى زمین صرف كرده ‏اند؛ ولى حسین (ع) مجد آسمان را طلبید و جان خود را فداى آن كرد.(6)

    دكتر طه حسین (مصرى):
    ابن زیاد چنان مى ‏پنداشت كه با كشتن حسین (ع) فتنه را ریشه كن و شیعه را نومید خواهد ساخت و به این ترتیب آنان را وادار خواهد كرد كه دست از آرزوها بشویند و به آنچه ناچار باید به آن گردن نهند سرفرود آورند . ابن زیاد فتنه را گداخته‏ تر كرد و كار بد او كارهاى بد دیگرى را سبب شد و خون‏هاى ریخته شده و شكنجه‏ هایى كه به كودكان و زنان داده شد همه بر خلاف آن چه ابن زیاد مى‏ خواست نتیجه به بار آورد.(7)

    ابن ابى الحدید معتزلى (شارح معروف نهج البلاغه) در خصوص واقعه كربلا، مى ‏نویسد:
    سرور مردانى كه داراى حس امتناع بودند، آن كسى كه حمیت‏ به مردم آموخت و به آنان فهماند كه زیر سایه شمشیر مردن از پستى و مذلت ‏بهتر است، حسین بن على (ع) است . به او و یارانش پیشنهاد امان شد، ولیكن نپذیرفت و زیر بار ذلت نرفت و فرمود: آگاه باشید كه ناكس فرومایه ‏اى به من اتمام حجت فرستاده و مرا میان كشته شدن و تسلیم شدن مخیر ساخته، لیكن ذلت از حضرت من دور است . نه خدا راضى است كه من ذلیل شوم نه پیامبرش و نه مردان با ایمان دنیا و نه آن دامن پاكى كه مرا پرورش داده و نه آن روح با مناعت كه من دارم . من هرگز طاعت لئیمان را بر كشته شدن به شرافت ترجیح نخواهم داد.

     

     

    گودال قتلگاه، پر از بوی سیب بود
    تنها‌تر از مسیح، کسی بر صلیب بود

    سر‌ها رسید از پی هم، مثل سیب سرخ
    اول سری که رفت به کوفه، حبیب بود!
    مولا نوشته بود: بیا‌ای حبیب ما
    تنها همین، چقدر پیامش غریب بود

    مولا نوشته بود: بیا، دیر می‌شود
    آخر حبیب را ز شهادت نصیب بود
    مکتوب می‌رسید فراوان، ولی دریغ
    خطش تمام، کوفی و مهرش فریب بود

    اما حبیب، رنگ خدا داشت نامه‌اش
    اما حبیب، جوهرش «امن یجیب» بود

    یک دشت، سیب سرخ، به چیدن رسیده بود
    باغ شهادتش، به رسیدن رسیده بود

    علیرضا قزوه

     

    گفتار حضرت سیدالشهدا درعصر تاسوعا
    إنی رأیت رسول الله (ص) فی المنام فقال لی: إنک صائر إلینا عن قریب... ارکب بنفسی أنت یا أخی حتی تلقاهم فتقول لهم ما لکم و ما بدا لکم و تسألهم عما جاء بهم... ارجع إلیهم فإن استطعت أن تؤخرهم إلی غدوة و تدفعهم عنا العشیة نصلی لربنا اللیلة و ندعوه و نستغفره فهو یعلم انی أحب الصلاة و تلاوة کتابه و کثرة الدعاء و الاستغفار.

      بنا به نقل طبری عصر پنجشنبه نهم محرم، عمرسعد فرمان حمله داد و لشکر به حرکت درآمد. امام(ع) در آن ساعت در بیرون خیمه به شمشیرش تکیه نموده و خواب خفیفی بر چشمانش مستولی شده بود. چون زینب کبری علیها السلام سر و صدای لشکر عمرسعد را شنید و جنب و جوش آنها را دید به نزد امام آمد و عرضه داشت: برادر! اینک دشمن به خیمه ها نزدیک شده است.

      امام (ع) سربرداشت اول این جمله را گفت:" إنی رأیت رسول الله...؛ اینک جدم رسول خدا را در خواب دیدم که به من فرمود: فرزندم به زودی به نزد ما خواهی آمد."

    سپس خطاب به برادرش ابوالفضل(ع) چنین گفت: جانم به قربانت! سوارشو و با این ها ملاقات کن و انگیزه و هدف آنان را بپرس.

      طبق فرمان امام(ع) حضرت ابوالفضل با بیست تن، که زهیربن قین و حبیب بن مظاهر نیز در میان آنان دیده می شد، به سوی دشمن حرکت نمود و در مقابل آنان قرار گرفت و انگیزه حرکتشان را سؤال کرد.

    لشکریان عمرسعد در جواب او گفتند: اکنون از سوی امیر( ابن زیاد) حکم تازه ای رسیده است که باید شما بیعت کنید وگرنه همین الآن وارد جنگ خواهیم شد.

      حضرت ابوالفضل به سوی امام برگشت و پیشنهاد آنان را به عرض آن حضرت رسانید.

    امام در پاسخ وی چنین فرمود: به سوی آنان بازگرد و اگر توانستی همین امشب را مهلت بگیر و جنگ را به فردا موکول کن تا ما امشب را به نماز و استغفار و مناجات با پروردگارمان بپردازیم؛ زیرا خدا می داند که من به نماز و قرائت قرآن و استغفار و مناجات با خدا علاقه شدید دارم.

      ابوالفضل (ع) برگشت و تقاضای مهلت یک شبه نمود. عمر سعد چون در قبول این پیشنهاد مردد بود، از این رو موضوع را با فرماندهان لشکر مطرح و نظر آنان را جویا گردید.

      یکی از فرماندهان به نام عمرو بن حجاج گفت: سبحان الله! اگر این ها از ترک و دیلم بودند و چنین مهلتی را از تو درخواست می کردند باید به آنان جواب مثبت می دادی حال آنکه  که اینان فرزندان پیامبر هستند.

      قیس بن اشعث، یکی دیگر از فرماندهان گفت: به نظر من هم باید به درخواست حسین جواب مثبت داد؛ زیرا این درخواست نه برای عقب نشینی آنها از جبهه و نه برای تجدیدنظر است؛ بلکه به خدا سوگند! فردا این ها پیش از تو به جنگ شروع خواهند نمود.

      عمرسعد گفت: اگر چنین است پس چرا شب را به آنان مهلت بدهیم؟

    به هر حال، پس از گفتگوی زیاد، پاسخ عمرسعد به حضرت ابوالفضل(ع) این بود: ما امشب را به شما مهلت می دهیم اگر تسلیم شدید و به فرمان امیر گردن نهادید به نزد او می رویم و اگر امتناع کردید ما هم شما را به حال خود باقی نخواهیم گذاشت و جنگ است که سرنوشت شما را تعیین خواهد نمود.

      بدین گونه با درخواست امام(ع) موافقت و شب عاشورا به وی مهلت داده شد.

      اهمیت نماز
    از این درخواست امام(ع) می توان به اهمیت نماز و دعا و نیایش و تلاوت قرآن پی برد که آن حضرت تا آن جا به این مسائل علاقه دارد که از دشمن ناجوانمردش درخواست مهلت می کند تا یک شب دیگر از عمر خویش را با این اعمال بگذراند. و چرا چنین نباشد که حسین(ع) برای ترویج و زنده ساختن نماز و قرآن و شعارهای الهی بدین جا آمده است و مناجات و نیایش با پروردگار بهترین و لذت بخش ترین دقایق زندگی اوست و باید هر ملتی که برای خدا قیام می کند، همین اعمال را شعار و ملاک عمل خویش قرار بدهد.

      و از این جاست که در زیارت نامه امام آمده است:" و أشهد أنک قد أقمت الصلاة و آتیت الزکاة وأمرت بالمعروف و نهیت عن المنکر و أطعت الله و رسوله حتی أتاک الیقین." (8)

    وصیت نامه حضرت امام حسین (ع)

    "بسم الله الرحمن الرحیم. هذا ما أوصی به الحسین بن علی إلی أخیه محمد بن الحنفیة إن الحسین یشهد أن لا إله إلا الله وحده لا شریک له و أن محمداً عبده و رسوله جاء بالحق من عنده و أن الجنة حق و النار حق و الساعة آتیة لاریب فیها و أن الله یبعث من فی القبور و أنی لم أخرج أشراً و لا بطراً و لا مفسداً و لا ظالماً و إنما خرجت لطلب الإصلاح فی امة جدی(صلی الله علیه و آله ) أرید أن آمر بالمعروف و أنهی عن المنکر و أسیر بسیرة جدی و أبی علی بن أبی طالب فمن قبلنی یقبول الحق فالله أولی بالحق و من رد علی هذا أصبر حتی یقضی الله بینی و بین القوم و هو خیرالحاکمین، و هذه وصیتی إلیک یا أخی! و ما توفیقی إلا بالله، علیه توکلت و إلیه أنیب.

      امام حسین علیه السلام هنگام حرکت از مدینه به سوی مکه این وصیت نامه را نوشت و با مهر خویش ممهور ساخت و به برادرش محمد حنفیه تحویل داد:

      " بسم الله الرحمن الرحیم...؛ این وصیت حسین بن علی است به برادرش محمد حنفیه. حسین گواهی می دهد به توحید و یگانگی خداوند و این که برای خدا شریکی نیست و محمد(ص) بنده و فرستاده اوست و آئین حق( اسلام) را از سوی خدا( برای جهانیان) آورده است و شهادت می دهد که بهشت و دوزخ حق است و روز جزا بدون شک به وقوع خواهد پیوست و خداوند همه انسان ها را در چنین روزی زنده خواهد نمود."

      امام در وصیت نامه اش پس از بیان عقیده خویش درباره توحید و نبوت و معاد، هدف خود را از این سفر این چنین بیان نمود:

      " من نه از روی خودخواهی و یا برای خوشگذرانی و نه برای فساد و ستمگری از شهر خود بیرون آمدم؛ بلکه هدف من از این سفر، امر به معروف و نهی از منکر و خواسته ام از این حرکت، اصلاح مفاسد امت و احیای سنت و قانون جدم، رسول خدا(ص) و راه و رسم پدرم، علی بن ابی طالب(ع) است. پس هر کس این حقیقت را از من بپذیرد( و از من پیروی کند) راه خدا را پذیرفته است و هر کس رد کند( و از من پیروی نکند) من با صبر و استقامت( راه خود را) در پیش خواهم گرفت تا خداوند در میان من و بنی امیه حکم کند که او بهترین حاکم است. و برادر! این است وصیت من به تو و توفیق از طرف خداست، بر او توکل می کنم و برگشتم به سوی اوست."

      انگیزه های قیام حسین(ع)
    امام(ع) در سخنان خود در پاسخ ولید و مروان اولین انگیزه قیام و مبارزه و علت مخالفت خود با یزید بن معاویه را بیان کرد و اکنون به هنگام حرکت از مدینه در وصیت نامه خود به انگیزه دیگریا به علت اصلی قیام خود، یعنی امر به معروف و نهی از منکر و مبارزه با مفاسد وسیع و مسائل ضداسلامی و ضدانسانی حکومت یزیدی و اموی، اشاره می کند و می فرماید:

      اگر آنان از من تقاضای بیعت هم نکنند من باز هم آرام و ساکت نخواهم نشست؛ زیرا اختلاف من با دستگاه خلافت تنها بر سر بیعت با یزید نیست که با سکوت آنان در موضوع بیعت، من نیز سکوت اختیار کنم؛ بلکه وجود یزید و خاندان وی موجب پیدایش ستم و گسترش فساد گشته است . و من برای امربه معروف و نهی از منکر و احیای قانون جدم رسول خدا(ص) و زنده کردن راه و رسم پدرم علی(ع) و بسط عدل و داد به پاخیزم و ریشه این نابه سامانی ها، یعنی خاندان بنی امیه را قلع و قمع نمایم و همه جهانیان بدانند که حسین جاه طلب، طالب مقام و ثروت، شرور، مفسد و اخلالگر نبود و این حالت از روز اول تا ساعت آخر و تا لحظه آخر در روح حسین(ع) متجلی و متبلور بود. (9)

      توصیه‌ امام رضا (ع) به شیعیان برای روز عاشورا

    از زمانی که حضرت اباعبدالله الحسین (ع) ردای شهادت را بر تن کرد یک‌هزار و 373 سال می‌گذرد، در این میان ائمه معصومین با بازخوانی حادثه عاشورا فضایی را برای شیعه ترسیم کردند تا در پرتو آن یاد، نام و جانفشانی امام حسین (ع) برای همیشه تا روز قیامت باقی بماند.

      روایت ائمه از واقعه جانسوز کربلا در قالب احادیث در کتاب‌های روایی و تاریخی به ثبت رسیده است، شرح حادثه دشت نینوا آن هم از زبان اولاد حسین (ع) رنگ و بویی دارد، چراکه پرده از واقعیتی برمی‌دارد که کمتر کسی می‌تواند به آن ایرادی وارد سازد.

      یکی از این فرزندان، امام علی بن موسی‌الرضا (ع) است که به روضه‌خوانی برای جد بزرگوارش می‌پردازد.

      *توصیه‌ای که امام برای روز عاشورا به شیعیان کردند

    امام رضا (ع) فرمودند: هر کس روز عاشورا به دنبال انجام کارها و حوائج خود نرود، خداوند حوائج دنیا و آخرت او را بر آورده سازد و هر کس که روز عاشورا، روز مصیبت و حزن و گریه‏‌اش باشد، خداوند روز قیامت را روز شادی و سرورش قرار خواهد داد و در بهشت چشمان‌شان به دیدار ما روشن خواهد شد و هر کس روز عاشورا را روز برکت بنامد و برای منزلش چیزی در آن روز ذخیره کند، آنچه ذخیره کرده است، برکت نخواهد داشت، و در روز قیامت همراه یزید، عبیدالله بن زیاد و عمر بن سعد- لعنهم‏ الله- در پست‏‌ترین درجه جهنم محشور خواهد شد.

      * ای ابن شبیب! اگر می‌خواهی گریه کنی، بر حسین (ع) گریه کن

    ریّان بن شبیب گوید: در اولین روز محرم به خدمت امام رضا (ع) رسیدم، حضرت فرمودند: آیا روزه هستی؟ عرض کردم: خیر، فرمود: امروز، روزی است که زکریا (ع) پروردگارش را خواند و گفت: «رَبِّ هَبْ لِی مِنْ لَدُنْکَ ذُرِّیَّةً طَیِّبَةً إِنَّکَ سَمِیعُ الدُّعاءِ» و خداوند دعای او را مستجاب کرد و به ملائکه دستور داد که به زکریا- که در محراب در حال نماز بود- بگویند که خدا به تو یحیی را مژده می‏‌دهد، پس هر کس این روز را روزه بدارد و سپس دعا کند، خداوند همان‌طور که دعای زکریّا را مستجاب کرد، دعای او را نیز مستجاب می‏‌کند.

      سپس فرمود: ای ابن شبیب! محرم ماهی است که اهل جاهلیت به احترام آن، ظلم و جنگ را حرام کرده بودند ولی این امّت، احترام آن و احترام پیغمبر خود را حفظ نکردند، در این ماه اولاد او را کشتند و زنانش را اسیر کردند و وسایلش را غارت کردند، خداوند هرگز این کارشان را نبخشد!

      ۴ هزار فرشته‌ای که تا روز ظهور حجت (عج) بر مزار امام حسین (ع) حضور دارند

    ای ابن شبیب! اگر می‌خواهی گریه کنی، بر حسین بن علی بن ابی‌طالب (ع) گریه کن، زیرا او را هم‌چون گوسفند ذبح کردند و از بستگانش، ۱۸ نفر به همراهش شهید شدند که در روی زمین نظیر نداشتند، آسمان‌های هفت‌گانه و زمین‏‌ها به خاطر شهادتش گریستند و ۴ هزار فرشته برای یاری او به زمین آمدند، ولی تقدیر الهی نبود و آن‌ها تا قیام قائم علیه‌السّلام در نزد قبرش با حال نزار و ژولیده باقی هستند و از یاوران قائم (عج) هستند و شعارشان «یا لثارات الحسین» است.

      چه هنگام از آسمان خاک قرمز بارید

    ای ابن شبیب! پدرم از پدرش از جدّش (ع) به من خبر داد که وقتی جدّم حسین (ع) شهید شد، از آسمان خون و خاک قرمز بارید.

    ای ابن شبیب! اگر به گونه‏‌ای بر حسین گریه کنی که اشکهایت بر گونه‏‌هایت جاری شود، خداوند هر گناهی که مرتکب شده باشی - چه کوچک، چه بزرگ، چه کم و چه زیاد- خواهد بخشید.

      راهکار امام رضا (ع) برای لقاءالله

    ای ابن شبیب! اگر دوست داری پاک و بدون گناه به ملاقات خدا بروی، به زیارت‏ حسین برو.

      ای ابن شبیب! اگر دوست داری با پیامبر اکرم (ص) در غرفه‏‌های بهشت همراه باشی، قاتلان حسین را لعنت کن.

      توصیه امام رضا (ع) برای به دست آوردن ثواب شهدای کربلا

    ای ابن شبیب! اگر دوست داری ثوابی مانند ثواب کسانی که همراه حسین بن علی (ع) شهید شدند داشته باشی، هرگاه به یاد او افتادی بگو: «یا لَیْتَنِی کُنْتُ مَعَهُمْ فَأَفُوزَ فَوْزاً عَظِیماً» (ای کاش با آنان می‏‌بودم و به فوز عظیم می‌رسیدم).

    ای ابن شبیب! اگر دوست داری با ما در درجات عالی بهشت همراه باشی، در اندوه ما اندوهگین و در خوشحالی ما خوشحال باش و بر تو باد به ولایت ما، زیرا اگر کسی سنگی را دوست داشته باشد، خداوند در روز قیامت او را با آن سنگ محشور خواهد کرد. (14)

    پیوندی ناگسستنی عاشورا و انتظار (13)

    كسانی ندای حسین را لبیك می‌گویند و می‌توانند «فَیَا لَیْتَنِی كُنْتُ مَعَكُمْ فَأَفُوزَ مَعَكُم» (10) را آرزو كنند، كه امروز در صحنه باشند. «كُلّ یَوْمٍ عاشُورا»؛ هر روز عاشوراست و هر روز، صف‌بندی حق و باطل؛ در گفته ها، نوشته ها و رفتارها، ... . همه و همه؛ چه خوب و چه بد، هر دو خریدارانی دارند. دنیا مزرعه است و محل تجارت و كسانی به فوز و سعادت می‌رسند كه خوب زندگی كنند. «كَما تَعیشُونَ، تَمُوتُون» (11)؛ هر گونه كه زندگی می‌كنیم، آن گونه خواهیم مُرد! خوبان، خوب می‌میرند و بدان، بد.

    كسی با حسین است كه در عاشورای انتخاب، خوب انتخاب كند حتی اگر به اشتباه یا هر دلیلی در خیمة بدی باشد؛ «حُرّ» وار توبه كند و به امیر و سردار خوبی ها ملحق شود. در برابر جذبه ها و مظاهرِ فریبنده پُست و مقام و شهوات و ... مستحكم باشد.

      هیچ به ظاهر امانی را بر «امانِ حسین» ترجیح ندهد. حق شناس و حق گرا باشد. وظیفه خود را بشناسد و در عمل به وظیفه خللی به خود راه ندهد.

    امروز، بی طرفی و غافل از خود و زمان خود بودن، حسینی بودن و مهدوی بودن نیست. در این میان وظیفه اندیشمندان، محققان و مبلّغان و تمام مشتاقان فرهنگ حسینی است كه زمینه سازان ظهور فرزندش باشند. باید «حسینی» زیست  و «مهدوی» قیام كرد، بی‌آنكه خسته شد.

    الدُّعَاةُ إِلَى دِینِ اللَّهِ سِرّاً وَ جَهْرا (12)

      پی نوشت ها:


    1- نور دانش، سال 2، شماره 3، ص‏6.

    2- حسین پیشواى انسانها، م . اكبرزاده.

    3- زندگانى امیرالمؤمنین على (ع)، عماد زاده.

    4- الامام الحسین ابوالشهداء، عباس محمود عقاد، ترجمه محمد كاظم معزى .

    5- على (ع) و دو فرزند بزرگوارش، طه حسین، ترجمه احمد آرام، ج‏2.

    6- واقعه كربلا، عباس محمود عقاد، ترجمه مسعود انصارى.

    7- سلسله سخنرانى 79- 1378، محمد رضا سنگرى.

    8- کتاب سخنان حسین بن علی علیهما السلام ، از مدینه تاکربلا ، محمد صادق نجمی ، ص 196.

    9- سخنان حسین بن علی علیه لسلام از مدینه تا کربلا ، محمد صادق نجمی ، ص 54.

    10-بحارالانوار، ج98، ص200. ای كاش با شما بودیم و همراهتان به سعادت می‌رسیدیم.

    11-عوالی اللآلی، ج4، ص72.

    12-بحارالانوار، ج52، ص122.

    13- پدیدآونده: محمد صابر جعفری

    14- پایگاه اطلاع رسانی حج

    آخرین ویرایش: پنجشنبه 23 آبان 1392 ساعت 20 و 24 دقیقه و 19 ثانیه
    ارسال دیدگاه
  • فرماندهی سنگر پنجشنبه 23 آبان 1392 ساعت 08 و 33 دقیقه و 14 ثانیه نظرات ()

    گریستن و بر پا کردن مجالس کافی نیست. حسین [علیه السلام ] به اینها نیازی ندارد.
    حسین شهید راه اصلاح است.
    «انی أرید الاصلاح فی امة جدی ما استطعت»

    پس اگر در جهت اصلاح امت جدش کوشیدیم، او را یاری رسانده‌ایم و اگر  سکوت کردیم یا مانع اصلاح شدیم او را وانهاده‌ایم و یزید را کمک کرده‌ایم.


    شور حسینی همراه با شعور حسینی

    شعور حسینی این است که بشناسیم و بدانیم حاکمان آمریکا و اسرائیل یزید و شمر زمان ما هستند...

    چنانچه که چند روز قبل دیدیم و شنیدیم که به حرم مطهر حضرت زینب تعرض کردند که حامیان و تامین کننده اسلحه و مهمات این تکفیری های حرام زاده همین اسرائیل و آمریکای کذاب می باشد . . .

    آمریکا و اسرائیل یزید و شمر زمان هستند ، که از هر فرصت و امکانی استفاده می کنند تا به عقاید ایرانی ها تعرض کنند . . .

    عاملان بد حجابی و فساد چیزی جز تهاجم فرهنگی همین کذاب ها نیست ، که با استفاده از رسانه های مانند هالیود و ابزار های دیگر . . . تمام عزم خود را جزم کرده اند تا جوانان ایرانی را به فساد بکشانند . . .

    در این روز ها باید گفت : مرگ بر نیرنگ تو ای شمر زمانه


    آخرین ویرایش: پنجشنبه 23 آبان 1392 ساعت 08 و 34 دقیقه و 38 ثانیه
    ارسال دیدگاه
  • فرماندهی سنگر سه شنبه 14 آبان 1392 ساعت 20 و 18 دقیقه و 05 ثانیه نظرات ()
    در چگونگی آمدن عمر بن سعد به کربلا گفته شده است که عبیدالله بن زیاد، عمر بن سعد را فرمانده 4 هزار تن از كوفیان کرده و به او دستور داده بود تا آنان را به ری برده با دیلمیانی که بر این منطقه چیره شده بودند، مبارزه کند. او براى رفتن به رى آماده مى‏ شد که موضوع قیام امام حسین(ع) پیش آمد و چون امام(ع) به سوى كوفه حرکت كرد ابن­ زیاد، عمر بن سعد را پیش خواند و به او دستور داد نخست به جنگ امام حسین(ع) برود و چون از آن فارغ شد به سوی محل حكومت خود یعنی ری حركت كند.

    به گزارش خبرگزاری مهر، پس از فرود آمدن امام حسین(ع) و یارانش در کربلا در دوم محرم سال 61 هجری،حر بن یزید ریاحی نامه­ ای به عبیداللّه بن زیاد نوشت و او را از فرود آمدن امام(ع) در این سرزمین با خبر ساخت. در پی این نامه، عبیداللّه نامه ­ای خطاب به امام(ع) نوشت و به واسطه پیکی به دست آن حضرت(ع) رساند. او در این نامه چنین نوشته بود: «امّا بعد، اى حسین از فرود آمدنت در كربلا با خبر شدم؛ امیرمؤمنان - یزید بن معاویه- به من فرمان داده که لحظه­ ای چشم بر هم ننهم و شکم از غذا سیر نسازم تا آن كه تو را به خداى داناى لطیف ملحق ساخته یا تو را به پذیرش حكم خود و حکم یزید بن معاویه وادار نمایم. والسّلام».

    نقل شده امام(ع) پس از خواندن این نامه، آن را به کناری پرتاب كرد و فرمود: «قومى كه رضایت خود را بر رضایت آفریدگارشان مقدّم بدارند رستگار نخواهند شد.» پیك ابن­ زیاد به حضرت(ع) عرض کرد: یا اباعبداللّه پاسخ نامه را نمی­ دهی؟ امام حسین(ع) فرمود: «پاسخش عذاب دردناک الهی است که به زودی او را فرا می­ گیرد.» پیك نزد ابن­ زیاد بازگشت و سخن حضرت(ع) را به او بازگفت. عبیدالله از این سخن امام(ع) به شدّت خشمگین شد و در تجهیز سپاه برای جنگ با امام(ع) همت گماشت.
     
    ورود عمربن سعد به کربلا

    عمر بن سعد، فردای آن روزی که امام حسین(ع) در کربلا فرود آمد - روز سوم محرم- به همراه چهار هزار نفر از مردم كوفه وارد کربلا شد. در چگونگی آمدن عمر بن سعد به کربلا گفته شده:«عبیدالله بن زیاد عمر بن سعد را فرمانده چهار هزار تن از كوفیان کرده و به او دستور داده بود تا آنان را به "[ری و] دَستَبی" برده با دیلمیانی که بر این منطقه چیره شده بودند، مبارزه کند. عبیداللَّه همچنین فرمان حکومت رى را نیز به نام عمر نوشته بود و او را به سمت فرمانداری این شهر برگزیده بود. پسر سعد به همراه یاران خود از کوفه بیرون رفت و در منطقه­ ای در بیرون كوفه به نام "حمام اعین" اردو زد. او براى رفتن به رى آماده مى‏ شد که موضوع قیام امام حسین(ع) پیش آمد و چون امام(ع) به سوى كوفه حرکت كرد ابن­ زیاد، عمر بن سعد را پیش خواند و به او دستور داد نخست به جنگ امام حسین(ع) برود و چون از آن فارغ شد به سوی محل حكومت خود حركت كند. ابن­ سعد جنگ با امام حسین(ع) را خوش نمى ‏داشت از این­ رو از عبیدالله خواست تا او را از این کار معاف بدارد؛ اما ابن­ زیاد معافیت او را منوط به پس دادن فرمان حکومت ری کرد. عمر بن سعد چون چنین دید از عبیدالله مهلت خواست تا در این باره اندکی بیندیشد.

    او بازگشت تا با خیرخواهانش مشورت كند؛ اما با هر كه مشورت كرد او را از این كار باز می­ داشتند. از جمله کسانی که عمر بن سعد در این باره با آنان به مشورت پرداخت خواهرزاده ­اش حمزه بن مُغَیرة بن شُعبه بود. نقل شده حمزه نزد پسر سعد آمد و گفت: دایى جان ترا به خدا قسم مبادا به مقابله حسین بروی كه نافرمانی خدا كرده ‏اى و پیوند خویشاوندی­ ات را قطع كرده ‏اى؛ به خدا قسم اگر همه دنیا و زمین و داراییهایش، از آنِ تو باشد و تو از آن دست بشویى برایت بهتر از آن است كه خدا را در حالى ملاقات كنى که خون حسین را به گردن دارى. عمر بن سعد به او گفت: بی­گمان، به خواست خدا، این كار را بر عهده نخواهم گرفت.» او این سخن را گفت؛ اما همچنان شوق حکومت بر ری را در دل داشت. گفته شده او در آن شبی که از عبیدالله بن زیاد مهلت گرفته بود تا در کار خود بیندیشد اشعاری را با خود زمزمه می­ کرد و می گفت:«أ اترک ملک الری و الری رغبه   ام ارجع مذموماً بقتل حسین / و فی قتله النار التی لیس دونها     حجاب و ملک الری قرة عین» آیا ملک ری را ترک کنم و حال آنکه آرزوی من همان است یا آنکه با بدنامی و قتل حسین برگردم. در قتل حسین دوزخ است که بر کسی پوشیده نیست؛ ولی ملک ری موجب روشنایی چشم است.»

    از عبداللَّه بن یسار جهنى نیز نقل شده که می­ گفت: «وقتى به عمر بن سعد دستور داده بودند به سوى حسین(ع) حركت كند، پیش وى رفتم؛ به من گفت: امیر( عبیدالله بن ­زیاد) به من دستور داد به سوى حسین حركت كنم؛ اما من این كار را نپذیرفتم. گفتم: خدایت قرین هدایت بدارد كار درستى كرده ­اى این کار را به عهده دیگران بینداز و خود از انجام این کار اجتناب کن و به سوى حسین نرو. سپس از نزدش بیرون آمدم. [هنوز مدت چندانی نگذشته بود که] كسى نزدم آمد و گفت: عمر بن سعد در حال جمع کردن مردم براى جنگ با حسین است. پس نزد پسر سعد بازگشتم؛ او نشسته بود و چون مرا دید روى از من برگرداند دانستم كه مصمم به حركت و رویارویى با حسین(ع) است از این­ رو [بدون اینکه سخنی بگویم] از نزدش بیرون آمدم.»

    عمر بن سعد نزد عبیداللَّه بن زیاد رفت و گفت: «خداوند كارت را به صلاح دارد! تو این كار (فرمانداری شهر ری) را به من سپرده ­اى و مردم نیز از آن خبر یافته ‏اند، اگر صلاح می­ بینى آن را تنفیذ كن و كس دیگرى را از میان بزرگان كوفه، به سوى حسین(ع) روانه كن كه من براى تو در جنگ، سودمندتر و با كفایت­ تر از آنان نیستم. سپس تنى چند از بزرگان كوفه را نام برد. اما ابن­ زیاد به او گفت: نمى ‏خواهد بزرگان كوفه را به من بشناسانى درباره كسى كه مى‏ خواهم بفرستم از تو نظر نخواستم؛ اگر با سپاه ما مى‏ روى كه بهتر و گر نه فرمان ما را پس بفرست. عمر چون اصرار پسر زیاد را دید گفت: [به کربلا] می­ روم. پس با چهار هزار نفر سپاهی حركت كرد و فرداى روزى كه امام حسین(ع) در نینوا فرود آمده بود به آن جا رسید.»
     
    آغاز گفتگوهای امام حسین(ع) و عمر بن سعد

    عمر بن سعد پس از آمدن به کربلا «عزره (عروة) بن قیس أحمسى» را نزد امام حسین(ع) فرستاد و گفت: «نزد او برو و بپرس براى چه به این سرزمین آمده است و چه می­ خواهد؟» عزره از كسانى بود كه به امام(ع) نامه نوشته بود و ایشان را به کوفه دعوت کرده بود از این­ رو از رفتن نزد آن حضرت(ع) شرم كرد [و كار را به دیگرى حواله كرد.] عمر بن سعد این كار را به همه بزرگانى كه نامه به آن حضرت(ع) نوشته بودند، پیشنهاد كرد؛ اما آنان نیز از انجام این کار خوددارى كردند. «كثیر بن عبداللَّه شعبى»-كه مردى دلاور و بی­ باك بود و چیزى جلوگیر او در كارها نبود- برخاسته گفت: «من نزد حسین(ع) می­ روم و به خدا قسم اگر بخواهى او را غافلگیر كرده می­ كشم؟»

    عمر بن سعد گفت: «نمی­ خواهم او را بكشى؛ ولى نزد او برو و بپرس براى چه آمده و چه مى‏ خواهد؟» كثیر به سوی اردوگاه امام حسین(ع) حرکت کرد. یکی از یاران سید الشهداء(ع) به نام أبو ثمامه صائدى چون او را دید، رو به امام حسین(ع) عرض كرد: «خداوند كارت را قرین صلاح بدارد اى اباعبداللَّه(ع)؛ شرورترین مردم زمین كه به خونریزى و غافل­كشى از همه جسورتر است به سوى تو می ­آید» سپس برخاسته نزد کثیر رفت و گفت: «[اگر می­ خواهى نزد امام(ع) بروی] شمشیرت را بگذار.» کثیر گفت: «نه به خدا قسم این كار را نخواهم کرد؛ من فرستاده­ ای بیش نیستم پس اگر سخن‏ مرا بشنوید پیغامى كه آورده ‏ام به شما مى ‏رسانم و اگر نپذیرید، از نزدتان باز می­ گردم.» أبوثمامة گفت: «پس من قبضه شمشیر تو را نگه می­دارم آنگاه سخنت را بازگو؟» گفت: «نه به خدا، دست تو به آن نخواهد رسید.» ابوثمامة گفت: «پس پیغامت را بگو تا من از طرف تو به حضرت(ع) برسانم وگرنه نمی­ گذارم به او نزدیك شوى زیرا تو مردى تبهكار هستى.» اختلاف بین آن دو بالا گرفت و کار به ناسزاگویی کشیده شد. كثیر پیش عمر بن سعد بازگشت و ماجرا را برای او بازگفت.

    پس از بازگشت كثیر بن عبداللَّه، عمر بن سعد «قرة بن قیس حنظلى» را پیش خوانده از او خواست تا نزد امام حسین(ع) برود و از او بپرسد براى چه به اینجا آمده و چه می­ خواهد؟ قرة به سوی آن حضرت(ع) حرکت کرد. چون نگاه امام(ع) به او افتاد به یارانش فرمود: «آیا این مرد را مى ‏شناسید؟» حبیب بن مظاهر گفت: «آرى؛ او مردى است از طایفه حنظله از قبیله بنی­ تمیم و یكى از خواهرزادگان ماست؛ من او را مردى خوش عقیده می­ پنداشتم و گمان نداشتم در اینجا حاضر شود.» قره نزدیك آمد و پس از سلام به امام(ع)، پیام عمر بن سعد را به ایشان رسانید. امام حسین(ع) به او فرمود: «مردم شهرتان به من نامه نوشتند که بدین جا بیایم حالا هم اگر مرا نمى‏ خواهند باز می­ گردم.» [قره برخاست تا نزد ابن­ سعد بازگردد] حبیب بن مظاهر رو به قره کرد و گفت: «واى بر تو اى قرة؛ آیا نزد قوم ستمگر باز مى ‏گردى؟ [بمان و] این مرد را كه خدا به وسیله پدرانش ما و ترا حرمت بخشیده یارى كن.» قرة به حبیب گفت: «پیش همنشین خویش باز می ­گردم و پاسخ پیغامش را به او می­ رسانم آنگاه در این باره فكرى خواهم کرد.» سپس برخاست و نزد عمر بن سعد بازگشت و سخن آن حضرت(ع) را به او باز گفت. عمر بن سعد از این پاسخ شاد شد و گفت: «امید دارم خداوند مرا از جنگ با او معاف بدارد.» پس نامه­ ای به عبیداللَّه بن زیاد نوشت و او را از سخن امام(ع) آگاه کرد. او در این نامه نوشته بود:

    «به نام خداوند بخشنده مهربان. اما بعد؛ هنگامى‏ كه من نزد حسین بن على(ع) آمدم فرستادگان خود را نزد او فرستادم و از علت آمدن او به این سرزمین و آنچه می­ خواهد جویا شدم. حسین(ع) گفت: مردم این شهر به من نامه نوشتند و فرستادگانشان را پیش من فرستادند و از من خواستند به این جا بیایم؛ من هم آمدم، اكنون اگر آمدنم را خوش ندارند و از اندیشه ­ای که فرستادگانشان از آن با من سخن گفته‏ اند برگشته­ اند، از همین جا بازمی­ گردم.»

    از حسان بن قائد (فاید) عبسى نقل شده که می­ گفت: «من نزد عبیداللَّه بن زیاد بودم كه نامه عمر بن سعد به او رسید. چون نامه را براى عبیداللَّه خواندند این شعر را بر لبانش جاری ساخت و گفت:« الان اذ علقت مخالبنا به         یرجو النجاة و لات حین مناص» یعنی: " اكنون كه چنگال ما به او بند شده می­ خواهد بگریزد اما دیگر راه فراری براى او نیست!" آن­ گاه نامه ­ای به عمر بن سعد نوشت و در آن عنوان کرد: « به نام خداوند بخشنه مهربان. اما بعد؛ نامه تو به دستم رسید و از آنچه که نوشته بودى آگاه شدم به حسین بگو او و همه یارانش با یزید بن معاویه بیعت كنند و چون چنین كردند آنگاه در باره كار او اندیشه خواهم كرد. و السّلام.»

    چون نامه به دست عمر بن سعد رسید گفت: «گمان نمی­ کنم ابن­ زیاد سر سازش [با حسین(ع)] داشته باشد.»

    --------------------

    برگرفته از پژوهشکده باقرالعلوم(ع)

    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  • سربازولایت چهارشنبه 6 شهریور 1392 ساعت 08 و 28 دقیقه و 55 ثانیه نظرات ()
    Mah Shahrivar 92-3

    برای مشاهده بقیه پوسترها به ادامه مطلب مراجعه نمایید

    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  • فرماندهی سنگر شنبه 5 مرداد 1392 ساعت 22 و 05 دقیقه و 20 ثانیه نظرات ()
    شهریار
     

    علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را

    که به ماسوا فکندی همه سایه هما را

    دل اگر خداشناسی همه در رخ علی بین

    به علی شناختم من به خدا قسم خدا را

    به خدا که در دو عالم اثر از فنا نماند

    چو علی گرفته باشد سر چشمه بقا را

    مگر ای سحاب رحمت تو بباری ارنه دوزخ

    به شرار قهر سوزد همه جان ماسوا را

    برو ای گدای مسکین در خانه علی زن

    که نگین پادشاهی دهد از کرم گدا را

    بجز از علی که گوید به پسر که قاتل من

    چو اسیر تست اکنون به اسیر کن مدارا

    بجز از علی که آرد پسری ابوالعجائب

    که علم کند به عالم شهدای کربلا را

    چو به دوست عهد بندد ز میان پاکبازان

    چو علی که میتواند که بسر برد وفا را

    نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت

    متحیرم چه نامم شه ملک لافتی را

    بدو چشم خون فشانم هله ای نسیم رحمت

    که ز کوی او غباری به من آر توتیا را

    به امید آن که شاید برسد به خاک پایت

    چه پیامها سپردم همه سوز دل صبا را

    چو تویی قضای گردان به دعای مستمندان

    که ز جان ما بگردان ره آفت قضا را

    چه زنم چونای هردم ز نوای شوق او دم

    که لسان غیب خوشتر بنوازد این نوا را

    «همه شب در این امیدم که نسیم صبحگاهی

    به پیام آشنائی بنوازد آشنا را»

    ز نوای مرغ یا حق بشنو که در دل شب

    غم دل به دوست گفتن چه خوشست شهریارا

     
    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  • فرماندهی سنگر چهارشنبه 22 خرداد 1392 ساعت 18 و 01 دقیقه و 04 ثانیه نظرات ()

    ولادت حضرت اباعبدالله را به همه ی عاشقان آن حضرت تبریک میگوییم ...

    .

    .

    .

    .


    گفتم : از اینجا تا کربلا چقدر راه است ؟؟؟

    گفت : آن قدر که بگویی
    " السلام علیک یا اباعبدالله "

    .

    .





    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  • فرماندهی سنگر پنجشنبه 14 دی 1391 ساعت 17 و 51 دقیقه و 22 ثانیه نظرات ()
    به گزارش صفحه عربی شیعه آنلاین، بررسی های انجام شده نشان می دهد که در سال 2013 میلادی دو بار سالروز أربعین حسینی (ع) برگزار خواهد شد.
     
    گفته می شود، این اتفاق هر 32 سال یک بار رخ می دهد. سال 2013 میلادی از جمله این سال ها است. سوم ژانویه 2013 اولین روز أربعین سال 2013 میلادی برگزار خواهد شد. در روزهای پایانی سال 2013 یعنی 23 دسامبر 2013 نیز أربعین دوم را شاهد خواهیم بود.
     
    قابل ذکر است، پیش از این در سال 1980 میلادی این اتفاق تکرار شده بود. 9/1/1980 و 28/12/1980 أربعین حسینی (ع) بود. اما دفعه بعد، این اتفاق در 9/1/2045 میلادی و 30/12/2045 نیز تکرار خواهد شد.
    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  • فرماندهی سنگر چهارشنبه 13 دی 1391 ساعت 17 و 34 دقیقه و 47 ثانیه نظرات ()
    به گزارش شیعه آنلاین، خبرنگار ما از عراق گزارش داد که «آنطوان بارا» نویسنده مسیحی جهان عرب که مطالعات بسیار زیادی درباره اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام داشته و علاقه زیادی از خود نسبت به آنان نشان می دهد نیز در میان زائران پیاده در حال سفر به کربلا معلی است.
     
    «آنطوان بارا» که یک نویسنده سوریه ای تبار است، طی اظهارات کوتاهی در این باره گفت: من قصد دارم مانند این میلیون ها عاشق، راهی شهر کربلا شوم تا در چنین روزی یعنی أربعین حسینی در کربلا و در نزدیکی قبر حسین بن علی باشم.
     
    او در رشته های ادبیات عرب، زبان فرانسه، تاریخ اسلامی، فلسفه ادیان و اصول عرفان تحصیل و تدریس کرده است. وی بخشی از تحصیلات خود را در سوربون فرانسه گذرانده است. مطالعاتی نیز در مبحث شرق شناسی داشته است.
     
    وی از سال 1963 در مطبوعات و رسانه های مختلف نیز قلم می زده و در برنامه ها و کنفرانس های مختلف فرهنگی نیز حضور داشته و شرکت کرده است. او مدیر مسئول و سردبیر چندین نشریه و مجله عرب زبان نیز بوده است.
     
    «آنطوان بارا» تاکنون بیش از 15 کتاب تألیف کرده که سرشناس ترین آن "حسین در اندیشه مسیحیت" و "زینب؛ فریاد کامل کننده مسیر" بوده است.
    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  • فرماندهی سنگر شنبه 6 آبان 1391 ساعت 18 و 27 دقیقه و 45 ثانیه نظرات ()
    ششم آبان، 56 سال پیش، روستای آرادان گرمسار (از توابع استان سمنان) شاهد تولد چهارمین فرزند «فاطمه‌ و احمد» بود؛‌ «آهنگر» روستای آرادان نام فرزندش را «محمود» گذاشت.

    به گزارش خبرنگار باشگاه خبرنگاران؛ 56 سال پیش در چنین روزی روستای آرادان گرمسار (از توابع استان سمنان) شاهد تولد چهارمین فرزند «فاطمه‌ و احمد» بود؛‌ «آهنگر» روستای ارادان نام فرزندش را «محمود» گذاشت.

    محمود یک سال داشت که به همراه خانواده از ارادان به تهران مهاجرت کرد.

    وی دوران تحصیلات ابتدایی، راهنمایی و متوسطه خود را در این شهر گذراند و در سال 1354 با کسب رتبه 132 کنکور سراسری، تحصیلات عالی خود را در رشته مهندسی عمران دانشگاه علم و صنعت آغاز کرد.

    محمود احمدی‌نژاد در دوران دانشجویی با اعظم‌السادات فراحی (متولد 1338 تهران) دانشجوی مکانیک دانشگاه علم و صنعت آشنا شد و با وی ازدواج کرد.

    وی پس از 11 سال جدایی از دانشگاه در سال 1365 در مقطع کارشناسی ارشد دانشگاه علم و صنعت پذیرفته شد و در سال 1368 به عضویت هیات علمی دانشکده عمران این دانشگاه درآمد؛ محمود احمدی‌نژاد در سال 1376 نیز موفق به دریافت مدرک تحصیلی دکترای مهندسی و برنامه‌ریزی حمل و نقل از دانشگاه علم و صنعت شد.

    محمود احمدی‌نژاد قبل از آنکه رئیس‌جمهور ایران شود:

    • فرماندار ماکو

    • فرماندار خوی

    • مشاور استاندار کردستان

    • مشاور فرهنگی وزیر فرهنگ و آموزش عالی (سال 1372)

    • استاندار استان اردبیل (سال های 1372 تا 1376)

    • عضو هیات علمی دانشکده عمران دانشگاه علم و صنعت (سال 1368 تاکنون)

    • و شهردار تهران (سال 1382 تا 1384) بوده است.

    وی در نهمین دوره انتخابات ریاست‌جمهوری اسلامی ایران (سوم تیر ماه 1384) با بیش از 17 میلیون رای بر رقیب خود، ‌علی‌اکبر هاشمی رفسنجانی پیروز و سکاندار قوه مجریه شد.

    احمدی‌نژاد، در دهمین انتخابات ریاست جمهوری نیز (22 خرداد 1388) با کسب بیش از  24 میلیون رأی(63 درصد آرای کل کشور)، برای دومین بار به عنوان رئیس‌جمهوری اسلامی ایران انتخاب شد.

    رئیس جمهور ایران دارای سه فرزند با نام‌های فاطمه، مهدی و علیرضا است.

    فاطمه احمدی‌نژاد، مهندس الکترونیک و مخابرات و همسر مهدی خورشیدی آزاد است؛ محمود احمدی‌نژاد دارای سه نوه است.

    فاطمه احمدی‌نژاد خانه‌دار است و به گفته پدر همسرش "زهرا خانم جای 100 شغل را برای وی پر کرده است."

    "مهدی خورشیدی آزاد" تنها داماد محمود احمدی‌نژاد و فرزند سردار احمد خورشیدی آزاد است؛‌ وی که ورودی سال 1378 رشته پزشکی دانشگاه بقیة‌الله بود، در اواخر سال 1388 به دانشگاه شهید بهشتی منتقل شده و دکتری خود را از آن دانشگاه دریافت می‌کند.

    مهدی خورشیدی در دولت احمدی‌نژاد دبیر شورای مشاوران رئیس جمهوری بود که بعد از اختلافاتی جابه‌جا شد.

    وی در دی ماه سال 1390 به عنوان رئیس سازمان استاندارد منصوب شد که به دنبال این انتصاب، ۴۲ نماینده مجلس در جلسه علنی، نسبت به "انتصاب خویشی و قومی" به محمود احمدی‌نژاد تذکر دادند.

    پس از عزل وی از سمت رئیس سازمان استاندارد، خورشیدی از سوی محسن رضایی به سمت معاون امور قوای دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام منصوب شد.

    خورشیدی اخیرا به عنوان رئیس بیمارستان فیروزآبادی شهر ری معارفه شده است.

    مهدی، پسر اول محمود احمدی‌نژاد، ‌داماد اسفندیار رحیم‌مشائی است. درباره تحصیلات وی گفته شده در پردیس دانشگاه صنعتی شریف کیش، دانشجوی مقطع کارشناسی ارشد بوده است.

    علیرضا احمدی‌نژاد، فررزند آخر رئیس‌جمهور ایران نیز با خواهرزاده سردار شهید محمود کاوه ازدواج کرده است.

    در میان 6 خواهر و بردار محمود احمدی‌نژاد، «پروین» و «داوود» همراه با وی به عرصه سیاست ورود پیدا کردند.

    پروین احمدی‌نژاد در سال‌های قبل از 1384 در عرصه‌های سیاسی كشور چهره شناخته شده نبود اما با موفقیت در انتخابات شورای شهر تهران در سال 85، وارد مرحله جدیدی از زندگی سیاسی خود شد.


    داوود احمدی نژاد همزمان با ورود برادرش به نهاد ریاست جمهوری به سمت ریاست بازرسی نهاد ریاست جمهوری منصوب شد اما در مرداد ۱۳۸۷ و در پی تشدید اختلافات بین داوود احمدی‌نژاد با اسفندیار رحیم‌ مشایی با ارائه درخواست استعفا از مقام خود کناره‌گیری کرد.

    پس از این، داوود احمدی‌نژاد از سوی سرلشکر فیروزآبادی، رئیس ستاد کل نیروهای مسلح، بعنوان دبیر جدید کمیته دائمی پدافند غیرعامل منصوب شد.
    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  • خط شکن ولایت شنبه 24 دی 1390 ساعت 16 و 06 دقیقه و 43 ثانیه نظرات ()

    مبارز نیوز: سال های متمادی است که هرساله عاشقان و عزاداران حسینی در روز اربعین سرور و سالار شهیدان در قالب هیئت های گوناگون در مسجد جامع یزد گرد هم می آیند و به عزاداری می پردازند.امسال نیز همچون هر سال ، خیل عظیم عزاداران در مسجد جامع حضور یافتند و پرشور تر از هر سال مراسم روز اربعین را برپا نمودند.

    به گزارش خبرنگار مبارز نیوز این مراسم از ساعت ۸ صبح آغاز گردید و هیئت های محترم عزادار طبق برنامه ریزی هایی که از قبل صورت گرفته بود به نوبت به عزاداری پرداختند. دراین مراسم عزاداری نماینده محترم ولی فقیه در استان ، حضرت آیت الله ناصری نیز حضور یافتند و نماز ظهر و عصر توسط ایشان اقامه گردید.لازم بذکر است پس از اقامه نماز، مراسم عزاداری همچنان ادامه یافت.





    آخرین ویرایش: شنبه 24 دی 1390 ساعت 16 و 18 دقیقه و 42 ثانیه
    ارسال دیدگاه
  • سربازولایت چهارشنبه 23 آذر 1390 ساعت 23 و 42 دقیقه و 25 ثانیه نظرات ()
    هزار مرتبه شستم دهان به عطر و گلاب
    هنوز نام تو بردن کمال بی ادبی است


    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  • خط شکن ولایت سه شنبه 24 آبان 1390 ساعت 09 و 40 دقیقه و 36 ثانیه نظرات ()
    آخرین ویرایش: سه شنبه 24 آبان 1390 ساعت 09 و 42 دقیقه و 34 ثانیه
    ارسال دیدگاه
  • خط شکن ولایت پنجشنبه 12 آبان 1390 ساعت 22 و 29 دقیقه و 57 ثانیه نظرات ()
    آخرین ویرایش: پنجشنبه 12 آبان 1390 ساعت 22 و 32 دقیقه و 02 ثانیه
    ارسال دیدگاه
  • خط شکن ولایت پنجشنبه 12 آبان 1390 ساعت 14 و 15 دقیقه و 23 ثانیه نظرات ()
    به بهانه 13 آبان؛
    ایالات متحده به تنهایی عامل بزرگ‌ترین جنایت‌ها و انحرافات در تاریخ معاصر دنیا مخصوصا پس از پایان جنگ جهانی دوم است.
    سنگر مجازی به نقل از گرداب:"ما چرا با آمریكا مخالفیم؟" این پرسشی است كه شاید بسیاری مخصوصا نسل جوان از خود بپرسند و خواهان پاسخی قانع‌كننده باشند؛ پاسخی كه به آنها بگوید دلیل مخالفت ایران با ایالات متحده تنها خواست ایران نیست، بلكه مطالبه همه آزادی‌خواهان جهان است زیرا ایالات متحده به تنهایی عامل بزرگ‌ترین جنایت‌ها و انحرافات در تاریخ معاصر دنیا مخصوصا پس از پایان جنگ جهانی دوم است.
     
    بر اساس مطالعات و تحقیقات صورت‌گرفته از سوی محققان خارجی، از زمان جنگ جهانی دوم، ایالات متحده: ۱- تلاش كرده است بیش از ۵۰ دولت را كه اكثرا در انتخاباتی آزاد به قدرت رسیده بودند، سرنگون كند. ۲- تلاش كرده است جنبش‌های مردم‌گرا یا ملی‌گرا را در ۲۰ كشور دنیا سركوب كند. ۳- در انتخابات آزاد بیش از ۳۰ كشور دنیا شدیدا دخالت كرده است. ۴- مردم دستكم ۳۰ كشور را بمباران كرده است. ۵- تلاش كرده است رهبران بیش از ۵۰ كشور را ترور كند.

    اكنون سوال این است اگر یكی از این جنایت‌ها در كارنامه كشورهای دیگر بود، سازمان‌های بین‌المللی و خود ایالات متحده چگونه با آن برخورد می كردند؟

    چگونه كشوری كه در نیمه دوم قرن بیستم رهبران ۵۰ كشور دنیا را در معرض ترور قرار داده، ادعا می‌كند كه داعیه‌دار مبارزه با تروریسم است و دیگر كشورها را به تروریست ‌بودن متهم می‌كند؟ این همان خصلت ویژه آمریكایی‌هاست؛ خصیصه‌ای كه آنها را به ریاكاری و دروغگویی آن هم در زیر لوا و پوششی از اخلاق‌گرایی و انسان‌دوستی ظاهری وامی‌دارد؛ همان دستان چدنی كه روكش مخملی دارد.
     
    اكنون اما عصر پایان ریاكاری آمریكایی و رونمایی از طبقه حاكمه‌ای است كه "سرمایه‌داری بنیادگرا" را می‌خواهد به تمام دنیا حقنه كند، ولی در عین حال شكست می‌خورد. شكست‌های پیاپی آمریكا در خاورمیانه با بیداری اسلامی ملت‌ها و پایین كشیدن حاكمان مستبدی كه عمری تحت‌الحمایه آمریكا بودند، آغاز این رونمایی است نه تمام آن؛ دگرگونی‌های ژرفی كه بدون شك چهره تازه‌ای از خاورمیانه اسلامی را به نمایش خواهد گذاشت؛ خاورمیانه‌ای كه طرفداران آمریكا و غرب در اقلیت فكری و حكومتی قرار خواهند داشت.
     
    عصر تحولات بنیادین اسلامی نوید بخش جهان تازه‌ای است. جهانی كه دیگر نمی‌شود آن را با خیمه‌شب‌بازی‌های دوگانه فریب دارد. این بیداری اكنون تا قلب ایالات متحده و نبض سرمایه‌داری آن، نیویورك، نفوذ كرده و نسل‌های نوخاسته آمریكا را علیه اقلیت سرمایه‌سالار شورانده است. در چنین دوره و دورانی بعید نیست كه صاحبان قدرت و ثروت غرب همانند بسیاری دیگر از حاكمان خودكامه خاورمیانه مجبور به تن دادن به تحولات و تغییرات ضروری دنیای جدید باشند؛ دنیایی آزادتر و آبادتر بدون استبداد بنیادگرایی سرمایه‌سالار.
     
    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  • سربازولایت یکشنبه 8 آبان 1390 ساعت 15 و 54 دقیقه و 01 ثانیه نظرات ()
    اعمال ماه ذى الحجه :

    بدان كه این ماه از ماههاى شریفه است و چون این ماه داخل مىشد صلحاى صحابه و تابعین اهتمام عظیم در عبادت مىكردند
    و دهه اول آن ایامش ایام معلومات است كه در قرآن مجید ذكر آن شده است
    و در نهایت فضیلت و بركت است (و از رسول خدا صلى الله علیه و آله: مروى است كه عمل خیر و عبادت در هیچ ایامى نزد حق تعالى محبوبتر نیست از این دهه) و از براى این دهه اعمالى است.
    اول روزه گرفتن نه روز اول این دهه كه ثواب روزه تمام عمر دارد
    دوم خواندن دو ركعت نماز ما بین مغرب و عشا در تمام شبهاى این دهه
    در هر ركعت بعد از حمد بخواند یك مرتبه توحید و آیه وَ وَاعَدْنَا مُوسَى ثَلاثِینَ لَیْلَةً وَ أَتْمَمْنَاهَا بِعَشْرٍ فَتَمَّ مِیقَاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِینَ لَیْلَةً وَ قَالَ مُوسَى لِأَخِیهِ هَارُونَ اخْلُفْنِی فِی قَوْمِی وَ أَصْلِحْ وَ لا تَتَّبِعْ سَبِیلَ الْمُفْسِدِینَ تا با ثواب حاجیان شریك شود
    سوم از روز اول تا عصر روز عرفه در عقب نماز صبح و پیش از مغرب بخواند این دعا را كه شیخ و سید از حضرت صادق علیه السلام روایت كردهاند:
    اللَّهُمَّ هَذِهِ الْأَیَّامُ الَّتِی فَضَّلْتَهَا عَلَى الْأَیَّامِ وَ شَرَّفْتَهَا قَدْ بَلَّغْتَنِیهَا بِمَنِّكَ وَ رَحْمَتِكَ فَأَنْزِلْ عَلَیْنَا مِنْ بَرَكَاتِكَ وَ أَوْسِعْ عَلَیْنَا فِیهَا مِنْ نَعْمَائِكَ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُكَ أَنْ تُصَلِّیَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ تَهْدِیَنَا فِیهَا لِسَبِیلِ الْهُدَى وَ الْعَفَافِ وَ الْغِنَى وَ الْعَمَلِ فِیهَا بِمَا تُحِبُّ وَ تَرْضَى اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُكَ یَا مَوْضِعَ كُلِّ شَكْوَى وَ یَا سَامِعَ كُلِّ نَجْوَى وَ یَا شَاهِدَ كُلِّ مَلَإٍ وَ یَا عَالِمَ كُلِّ خَفِیَّةٍ أَنْ تُصَلِّیَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ تَكْشِفَ عَنَّا فِیهَا الْبَلاءَ وَ تَسْتَجِیبَ لَنَا فِیهَا الدُّعَاءَ وَ تُقَوِّیَنَا فِیهَا وَ تُعِینَنَا وَ تُوَفِّقَنَا فِیهَا لِمَا تُحِبُّ رَبَّنَا وَ تَرْضَى وَ عَلَى مَا افْتَرَضْتَ عَلَیْنَا مِنْ طَاعَتِكَ وَ طَاعَةِ رَسُولِكَ وَ أَهْلِ وِلایَتِكَ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُكَ یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ أَنْ تُصَلِّیَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ تَهَبَ لَنَا فِیهَا الرِّضَا إِنَّكَ سَمِیعُ الدُّعَاءِ وَ لا تَحْرِمْنَا خَیْرَ مَا تُنْزِلُ فِیهَا مِنَ السَّمَاءِ وَ طَهِّرْنَا مِنَ الذُّنُوبِ یَا عَلامَ الْغُیُوبِ وَ أَوْجِبْ لَنَا فِیهَا دَارَ الْخُلُودِ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ لا تَتْرُكْ لَنَا فِیهَا ذَنْبا إِلا غَفَرْتَهُ وَ لا هَمّا إِلا فَرَّجْتَهُ وَ لا دَیْنا إِلا قَضَیْتَهُ وَ لا غَائِبا إِلا أَدَّیْتَهُ وَ لا حَاجَةً مِنْ حَوَائِجِ الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ إِلا سَهَّلْتَهَا وَ یَسَّرْتَهَا إِنَّكَ عَلَى كُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ اللَّهُمَّ یَا عَالِمَ الْخَفِیَّاتِ یَا رَاحِمَ الْعَبَرَاتِ یَا مُجِیبَ الدَّعَوَاتِ یَا رَبَّ الْأَرَضِینَ وَ السَّمَاوَاتِ یَا مَنْ لا تَتَشَابَهُ عَلَیْهِ الْأَصْوَاتُ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اجْعَلْنَا فِیهَا مِنْ عُتَقَائِكَ وَ طُلَقَائِكَ مِنَ النَّارِ وَ الْفَائِزِینَ بِجَنَّتِكَ وَ النَّاجِینَ بِرَحْمَتِكَ یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى سَیِّدِنَا مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ أَجْمَعِینَ

    چهارم در هر روز از دهه بخواند پنج دعایى را كه حضرت جبرئیل براى حضرت عیسى علیه السلام از جانب حق تعالى هدیه آورده
    كه در ایام این دهه بخواند و آن پنج دعا این است ۱ أَشْهَدُ أَنْ لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ وَحْدَهُ لا شَرِیكَ لَهُ لَهُ الْمُلْكُ وَ لَهُ الْحَمْدُ بِیَدِهِ الْخَیْرُ وَ هُوَ عَلَى كُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ ۲ أَشْهَدُ أَنْ لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ وَحْدَهُ لا شَرِیكَ لَهُ أَحَدا صَمَدا لَمْ یَتَّخِذْ صَاحِبَةً وَ لا وَلَدا ۳ أَشْهَدُ أَنْ لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ وَحْدَهُ لا شَرِیكَ لَهُ أَحَدا صَمَدا لَمْ یَلِدْ وَ لَمْ یُولَدْ وَ لَمْ یَكُنْ لَهُ كُفُوا أَحَدٌ ۴ أَشْهَدُ أَنْ لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ وَحْدَهُ لا شَرِیكَ لَهُ لَهُ الْمُلْكُ وَ لَهُ الْحَمْدُ یُحْیِی وَ یُمِیتُ وَ هُوَ حَیٌّ لا یَمُوتُ بِیَدِهِ الْخَیْرُ وَ هُوَ عَلَى كُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ ۵ حَسْبِیَ اللَّهُ وَ كَفَى سَمِعَ اللَّهُ لِمَنْ دَعَا لَیْسَ وَرَاءَ اللَّهِ مُنْتَهَى أَشْهَدُ لِلَّهِ بِمَا دَعَا وَ أَنَّهُ بَرِیءٌ مِمَّنْ تَبَرَّأَ وَ أَنَّ لِلَّهِ الْآخِرَةَ وَ الْأُولَى پس حضرت عیسى علیه السلام ثواب بسیارى نقل كرده براى خواندن هر یك از این پنج دعا را صد مرتبه و دور نیست چنانكه علامه مجلسى رحمة الله علیه فرموده اگر كسى هر روز هر یك از این دعاها را ده مرتبه بخواند عمل به روایت كرده باشد و اگر هر روز هر یك را صد مرتبه بخواند بهتر خواهد بود
    پنجم بخواند در هر روز این دهه این تهلیلات را كه از امیر المؤمنین علیه السلام منقول است با ثواب بسیار و اگر روزى ده مرتبه بخواند بهتر است لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ عَدَدَ اللَّیَالِی وَ الدُّهُورِ لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ عَدَدَ أَمْوَاجِ الْبُحُورِ لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ وَ رَحْمَتُهُ خَیْرٌ مِمَّا یَجْمَعُونَ لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ عَدَدَ الشَّوْكِ وَ الشَّجَرِ لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ عَدَدَ الشَّعْرِ وَ الْوَبَرِ لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ عَدَدَ الْحَجَرِ وَ الْمَدَرِ لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ عَدَدَ لَمْحِ الْعُیُونِ لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ فِی اللَّیْلِ إِذَا عَسْعَسَ وَ [فِی] الصُّبْحِ إِذَا تَنَفَّسَ لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ عَدَدَ الرِّیَاحِ فِی الْبَرَارِی وَ الصُّخُورِ لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ مِنَ الْیَوْمِ إِلَى یَوْمِ یُنْفَخُ فِی الصُّورِ
    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
تعداد صفحات : 4 1 2 3 4
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو